X
تبلیغات
صداهای ماندگار - حمید قنبری
تئاتر
هنگام گذراندن دوره ي عملي در هنرستان، قرار بود نمايشنامه اي تحت عنوان دختر شاه پريان که بخشي از آن به رسم آن زمان توام با اپرت طراحي شده بود، به روي صحنه برود.مرد اول منتخب اين نمايشنامه بنا به گفته ي کارگردان استاد علي اصغر گرمسيري بود اما بنا به عللي قرار شد به ديگري سپرده شود که در اين ميان قرعه ي فال به نام من که اتفاقا از صداي خوبي برخوردار بودم اصابت کرد و پس از ده روز تمرين سخت و فشرده به روي صحنه رفتم و باوجود کم تجربگي به گفته ي مسئولين موفق شدم با تسلط و قدرت به ايفاي نقش بپردازم.از آن به بعد ديگر نقشهاي کوچک به من محول نشد. در طي دوازده سال حضور در تئاتر در بيش از 120 نمايشنامه از نويسندگان داخلي و خارجي کار کردم.از آن جمله تعدادي که نامهاي کارگردان آنها نيز در خاطرم مانده است ذکر مي کنم : (دختر شاه پريان-معزالديوان فکري/خسيس(با دو اجرا)-رفيع حالتي/يوسف و زليخا-رفيع حالتي/محمد علي بيک-علي اصغر گرمسيري/شاه عباس کبير-محتشم/رمئو و ژوليت-معز الديون فکري/تاجر ونيزي-استپانيان/دختر شکلات فروش-علي اصغر گرمسيري/خانم گل فروش-مجيد محسني و ....)متاسفانه با آتش گرفتن تئاتر تهران همه ي مدارک موجود در آرشيو اعم از متن نمايشنامه ها و عکسهاي صحنه و غيره سوخت ...

سينما
اوايل دهه ي 1330 مصادف با راهيابي من از تئاتر بود به پرده ي سينما و کار را با نقش اول فيلم دستکش سفيد به کارگرداني و نويسندگي آقاي پرويز خطيبي آغاز کردم.از جمله ي فيلمهايي که کار کردم : (جدال با شيطان-حسين مدني/زندگي شيرين است و لات جوانمرد -مجيد محسني/ستارگان مي درخشند-محمد علي زرندي فر/عمو نوروز-سيامک ياسمي/انسان پرنده-پرويز خطيبي/يک نگاه-هايک کاراکاش/چهره ي آشنا-حسن خردمند/بلبل مزرعه-مجيد محسني/دام عشق-عزيز الله رفيعي/عروسک پشت پرده-مجيد محسني/دختر همسايه پرويز خطيبي و بچه ننه-امين اميني)

راديو
کوتاه زماني پس از آغاز فعاليت در تئاتر تهران به عنوان بازيگر کار در راديو را آغاز کردم و در تعداد زيادي از نمايش هاي راديويي به ايفاي نقش پرداختم. از سال 1336 و با شروع برنامه هاي مخصوص روزهاي جمعه و تعطيل با ارائه ي حدود ده تيپ مشخص فعالانه در اين برنامه شرکت داشتم و گاه اتفاق مي افتاد به تنهايي در يک نمايش راديويي با 7 يا 8 تيپ مختلف ظاهر مي شدم که همه از ابتکارات خودم و به دور از تقليد بود.(ميرزاجعفرخان-آقا فوفول(بچه لوس و ننر)-آقا کوچول-از فرنگ برگشته(مستر فرنگ)و...که هر يک از آنها با هدف انتقاد از اينگونه افراد اجتماع بود.)پس از مدتي کار سخت و مداوم به عنوان بازيگر و کسب تجربه و تبحر لازم، در برنامه ي جوانان به عنوان کارگردان نمايشنامه ها و همچنين مدت ده سال بيش از 2000 نمايشنامه هاي شما و راديو و ساير برنامه هاي روزهاي تعطيل را کارگرداني کردم. نمايشنامه هايي که اغلب توسط نويسندگان نامداري چون آقايان پرويز خطيبي، دکتر جمشيد وحيدي، مهدي سهيلي، حسين مدني، محمد پورثاني، اسماعيل پورسعيد، منوچهر اشتهاردي و ابوالقاسم حالت نوشته شده بود.

خوانندگي-قطعات فکاهي
در خواندن قطعات جدي و نشاط انگيز و دوصدايي در راديو آغازگر بودم و اولين ترانه اي که از اين نوع اجرا کردم آهنگي بود بر روي ترانه ي پرويز خطيبي با مطلع ((دل به تو دادم که يار من باشي ))و ترانه هاي دوصدايي را با ناهيد سرفراز مي خواندم. اين ترانه را در 48 سال قبل به تنهايي خواندم که امروز اين نوع ترانه ها را نوين مي نامند.
در قطعات فکاهي و انتقادي، بعد از زنده ياد مجيد محسني که شروع کننده ي دوره ي جديدي از پيش پرده خواني بود، من شروع به خواندن کردم که مي شود گفت دومين نفري بودم که خواندن اين نوع قطعات را به طور تنهايي و يا دوصدايي اجرا کرد.حدود سيصد ترانه مي شود...

پيش پرده خواني
هنری که سابقه ای 60 ساله دارد و از اوایل 1310 توسط هنرمندان باذوق راه به صحنه های تئاتر یافت و مقبول شد آنچنانکه حذف آن با اعتراض شدید تماشاگر مواجه می گشت.(قسمتی از نوشته های جناب پرویز خطیبی را درمورد این هنر و فعالان آن ذکر می کنم که بخشی فراموش ناشدنی از سابقه ی هنری استاد حمید قنبری است...)
پیش پرده خوانی همان اجرای قطعات کوتاه موزیکال و نشاط انگیزی است که با حرکات موزون مجری همراه بوده و در فاصله ی میان دو پرده نمایش اجرا می گردد و ظاهرا از فرانسه وارد ایران گشته است.در آن دوره که به واسطه ی کمبود امکانات تعمیر و جابجایی دکور وقت بسیار می برد، برای جلوگیری از خشم و اعتراض تماشاچی هنرمندانی دست به لطیفه گویی و تقلید صدا می زدند تا این نقیصه را بپوشانند.از معروفترین مجریان این برنامه قبل از 1320 شادروان نبی زاده با اسم مستعار(طیوری)بودند که در کار خود تبحر بسیار داشتند و بعد هم استاد مهرتاش ادامه دادند که علاوه بر روند سابق، تک نوازی تار را نیز وارد این بخش ساختند.در همین دوران غلامعلی فکری(معزالدیوان) نیز با خواندن قطعات موزون و با ویولن خویش تماشاچی را سرگرم می ساخت(ایشان کارگردان و هنرپیشه ای برجسته بودند).آقای منزوی کمدین شهیر قدیمی نیز از پیش پرده خوانان توانا بودند...ابتدا مجید محسنی به مدت دو سال پیش پرده خوان بی رقیب صحنه ی تئاتر و مطلوب تماشاچی بود و پس از او حمید قنبری با شعری از ابوالقاسم حالت به هنر پیش پرده خوانی تحرکی خاص بخشید و ره صد ساله را یک شبه طی نمود و سپس جمشید شیبانی هم به جمع آنان پیوست و سالها این سه نفر در این عرصه بی رقیب ماندند.با توجه به محبوبیت بیش از حد مجریان این برنامه ها، اکثر هنرپیشگان تئاتر در این زمینه خود را آزمودند و به اجرا پرداختند.بعد از این سه نفر ، عزت الله انتظامی ، هنرمند نامدار، به جرگه ی پیش پرده خوانان پیوست و چند سال با موفقیت به این کار ادامه داد و سپس نوبت به آقایان: مرتضی احمدی، عباس حکمت شعار، نصرت الله کریمی، اصغر تفکری، عطاءالله زاهد، مصطفی اسکوئی و محمد علی جعفری و بالاخره حسین سرشار رسید تا به هنرنمایی و کسب محبوبیت بپردازند.

دوبلاژ
با امکان پذیر گشتن استفاده از صدا در سینما به هنگام نمایش فیلم، لزوم دوبله کردن فیلمهای خارجی در ایران شدیدا حس می شد که در آغاز به خاطر کمبود امکانات، این عمل در کشور ایتالیا و با فعالیت تعدادی از هنرمندان و دانشجویان مقیم آنجا صورت می گرفت و بعد ها با ورود امکانات فنی دوبله به کشور، دوبله در داخل امکان پذیر گشت.در سال 1337 جهت دوبله کردن فیلمی از جری لوئیس از من دعوت به عمل آمد و کار دوبلاژ را با فیلم کلافه از این هنرمند آغاز کردم.صدای خاصی که در دوبله ی فیلمهای جری لوئیس بکار بردم به شدت مورد توجه مردم قرار گرفت و به دنبال آن حدود 25 فیلم دیگر از این هنرمند را به فارسی دوبله کردم. علاوه بر جری لوئیس به جای چند هنرمند دیگر ایرانی(از جمله منصور سپهرنیا)و خارجی نیز از صدای من استفاده شده است.))

استاد حمید قنبری از پایه گذاران مرکز آموزش هنری کارگران بودند(از 1351)که به طور رایگان به آموزش هنری کارگران مستعد و علاقمند در رشته های گوناگون هنری می پرداخت و این نشان از علاقه ی بسیار وی به رواج هنر در میان عامه ی مردم دارد. خواستم بنويسم ايشان پدر شهيار قنبري ترانه سرا و خواننده اند که ياد مصاحبه اي از چزاره مالديني سرمربي سابق ايتاليا افتادم : (( روزگاري همه پائولو را پسر چزاره مالديني مي خواندند و حال مدتهاست که مرا پدر پائولو مالديني صدا مي زنند...! ))حيفم آمد ... پس مي نويسم در ضمن شهيار قنبري صاحب مجموعه ترانه هاي (دريا در من) فرزند هنرمند کهنه کار راديو و دوبلاژ ماست
+ نوشته شده توسط رضوی در یکشنبه دوازدهم فروردین 1386 و ساعت 15:5 |


Powered By
BLOGFA.COM